تبليغاتX
!!.................خوشه هایت را ببین

 

 

 شهادت اما حسین (ع) تسلیت باد .    

 

همه رفته اند ، کسی به سوگندش

 

 

نمی ماند ، نمی داند

 

 

سرانجام این بی وفایی را، نمی داند

 

 

تشنه و بی کس

 

 

غم این تنهایی و بد عهدی را

 

 

هیچ آدمی نمی فهمد

 

 

بچه ها می گریند از تشنگی و خستگی

 

 

ولی هیچ کس مانند او

 

 

راز این ایستادگی را نمی داند

 

 

کاش قطره ای آب فرو می کرد

 

 

این جفای بر دله او را ، نمی تواند

 

 

کاش جرعه ای آب زلال

 

 

در خود حل می کرد ظلم دشمنانش را

 

 

کاش دلها به رنگ آب بودند و

 

 

او تنها نمی ماند با ذول الجناحش

 

 

پیکر مقدسش در صحرا نمی ماند

 

 

هیچ کس حکمت این واقعه را نمی داند ..............

 

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم دی 1386ساعت 8:17 توسط سوگند |

 

         

 

 

آسمان آنگوشه خوابیده است

 

و خاک بلند شده

 

آن گوشه می شود نفس کشید

 

و اینجاها ، جای بی نفسی شده

 

آسمان کز کرده آن کنج

 

و دیگر کرانه ندارد بر هستی ِ چشم ها

 

هوا رفته ، کوچ به آن کنج کرده

 

و حالا تنها زمین آن کنج درخت دارد

 

 

 

و تمام آن باقی مانده

 

خاک شده اشت ، خاک

 

آسمانش رفته و حالا فقط سنگ دارد

 

زمینش خشک ، تنها خاک دارد

 

 

دیگر از خورشید خبری نیست

 

در آن کنج جا نمی گیرد

 

سبزه های آن تکه زمین

 

هم به زودی می میرند

 

 

آسمان تنها شده ، حالا اشک هم نمی ریزد

 

خاک سبزه ها را کشت ، آب ها را مرد ،

 

آسمان هم گریخت .........

+ نوشته شده در یکشنبه دوم دی 1386ساعت 19:53 توسط سوگند |